








پارلمان و حزب:
شرّ لازم و مقدمۀ واجب
خبرنگارى اروپايى، حين صحبت دربارۀ شرايط سياسىـاجتماعى ايران، از من مىپرسد چرا به مجلس نمىروم. در اين باره هيچگاه فكر نكردهام و در لحظهاى تأمل كه چه بگويم و چگونه از توسل به شوخى و مزاح بپرهيزم، سؤال را به همصحبتى ايرانى كه حضور دارد احاله مىدهم و او نظر مىدهد كه احتمال عبور من از صافى نزديك به صفر است.
بعداً بيشتر به اين موضوع فكر مىكنم. اگر امكان گذر از صافيهاى جورواجور وجود مىداشت، رقابت بسيار شديد مىشد و بخت پيروزى در شهرى به بزرگىِ تهران بسيار كاهش مىيافت. پس، در آن حالت، كانديداى منفرد مىبايد به سراغ حوزههاى كوچكتر مىرفت. درهرحال، وجود پشتيبانهايى قوى شرط پيروزى بود، يعنى كار سازمانيافته و سازمانى. در اين حالت، بايد برنامهاى براى ارائه وجود داشته باشد و نامزد پيروزِ يك سازمان يا جريان بايد پس از حضور در پارلمان خطى مشخص را دنبال كند. پارلمان جاى مناسبى براى تكروى و پرداختن به افكارِ شخصى نيست و برنامۀ كار فرد بايد از ابتدا با نظر پشتيبانان و مشاورانش برنامهريزى شود و بههدايت آنها تحول يابد. هزار نكتۀ باريك تر ز مو اينجاست.
سر مقاله
دستگیره ی در ، دست مرا نیز لمس می کند
مطمئنا این نیاز های ماست که ما را در تفسیر جهان یاری می دهد. هر نیاز و کششی متضمن گونه ای تمنای فرمانروایی است. بنابراین هر کدام از ما خود دارای گونه ای چشم انداز و دیدگاه خاص به خود هستیم.
در ادامه بخوانید
این مقاله را می توانید در ادامه مطلب از لینک مربوطه دانلود کنید